با پایان اعتبار پیمان استارت جدید در فوریه ۲۰۲۶، یکی از مهمترین محدودیتهای حقوقی بر رقابت هستهای آمریکا و روسیه از میان رفته است. این تحول صرفاً به معنای برداشته شدن سقفهای تسلیحاتی نیست؛ بلکه سازوکارهایی را نیز تضعیف میکند که از طریق تبادل اطلاعات، بازرسی و شفافیت، امکان ارزیابی تواناییها و نیتهای دو قدرت هستهای را فراهم میکردند. پیمانها رقابت را متوقف نکرده بودند، اما هزینه پنهانکاری و خطر محاسبات اشتباه را کاهش میدادند. اکنون اروپا با پیامدهای فروپاشی این چارچوب در شرایطی روبهروست که رویارویی نظامی و سیاسی میان روسیه و غرب همچنان ادامه دارد.
تجربه پیمان نیروهای هستهای میانبرد (INF)، که در سال ۲۰۱۹ فروپاشید، نیز نشان داده است که فرسایش توافقهای کنترل تسلیحات پدیدهای تازه نیست. مسئله امروز، انباشته شدن این عقبگردهاست؛ اروپا با قدرتهای نظامی مجهز به سلاح هستهای در دو سوی خود مواجه است، اما قواعدی که میتوانستند رفتار آنها را قابلپیشبینیتر کنند، یکی پس از دیگری تضعیف شدهاند. در چنین شرایطی، قدرت نظامی بهتنهایی برای تضمین ثبات کافی نیست؛ زیرا بدون شفافیت و کانالهای مدیریت بحران، حتی اقداماتی که با هدف بازدارندگی انجام میشوند، ممکن است از سوی طرف مقابل مقدمه حمله تلقی شوند.
کالینینگراد؛ نقطه اشتعال در مرز ناتو و روسیه
«کالینینگراد»، منطقهای از خاک روسیه که از سرزمین اصلی این کشور جدا افتاده و میان لهستان و لیتوانی، دو عضو ناتو، قرار دارد، به نماد ملموس این وضعیت تبدیل شده است. این منطقه در کنار دو عضو ناتو قرار دارد و برای مسکو اهمیت نظامی ویژهای دارد؛ از جمله بهعنوان پایگاه نیروهای دریایی روسیه در دریای بالتیک و موقعیتی بالقوه برای استقرار موشکها. همین جغرافیا، هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی منطقه را به مسئلهای فراتر از یک اختلاف دوجانبه تبدیل میکند.
در پایان سپتامبر ۲۰۲۶، مسکو هشدار داد که اگر ناتو برای قطع ارتباط کالینینگراد با روسیه اقدام کند، ممکن است به سلاح هستهای متوسل شود. روسیه اقدامات احتمالی این ائتلاف را مسیری «خطرناک و بیملاحظه» توصیف کرد که خطر درگیری مسلحانه مستقیم را افزایش میدهد. ناتو نیز ادعای تلاش برای محاصره کالینینگراد را رد کرد و لفاظی هستهای روسیه را غیرمسئولانه خواند.
اهمیت این تقابل تنها در احتمال محاصره یا وقوع یک درگیری نظامی خلاصه نمیشود. خطر بزرگتر آن است که سلاح هستهای بار دیگر به بخشی از پیامرسانی راهبردی روزمره در اروپا تبدیل شود. هنگامی که تهدید هستهای وارد منازعات سیاسی و نظامی میشود، مرز میان نمایش قدرت و آمادگی برای تشدید درگیری میتواند مبهمتر شود؛ بهویژه اگر سازوکارهای توافقشدهای برای تفسیر اقدامات طرف مقابل وجود نداشته باشد.
قدرت نظامی بدون معماری کنترل تسلیحات
اروپا از زمان آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، شاهد تقویت توان بازدارندگی متعارف ناتو و گسترش همکاریهای امنیتی بوده است. بریتانیا و فرانسه نیز در تلاشاند نقش خود را در تأمین امنیت قاره پررنگتر کنند. بااینحال، تقویت نیروهای نظامی را نباید با وجود یک نظام مؤثر برای مدیریت خطر هستهای یکسان دانست. اروپا ممکن است از توان دفاعی بیشتری برخوردار شده باشد، اما کاهش شفافیت و تضعیف قواعد کنترل تسلیحات، امکان ارزیابی نیتها و مهار تشدید تنش را دشوارتر میکند.
تناقض مهم اینجاست که اروپا در معرض مستقیم پیامدهای رویارویی مسکو و واشنگتن قرار دارد، اما تقریباً هیچگاه در مذاکرات اصلی کنترل خطرات هستهای میان این دو قدرت حضور نداشته است. تصمیمهایی که بر امنیت این قاره اثر میگذارند، عمدتاً در چارچوب رقابت دو بازیگر بزرگ اتخاذ میشوند؛ درحالیکه کشورهای اروپایی باید خود را برای پیامدهای احتمالی آن آماده کنند.
زرادخانههای فرانسه و بریتانیا؛ راهحل یا پیچیدگی تازه؟
فرانسه و بریتانیا تنها قدرتهای هستهای اروپا هستند و همکاری میان آنها در حوزه بازدارندگی، اهمیت بیشتری یافته است. بیانیه مشترک هستهای دو کشور در نورثوود در ژوئیه ۲۰۲۵، بخشی از تلاشها برای تقویت این همکاری بود؛ تلاشی که همزمان با افزایش بحثها درباره استقلال راهبردی اروپا دنبال میشود.
روسیه خواستار آن شده است که زرادخانههای هستهای فرانسه و بریتانیا نیز در مذاکرات آتی خلع سلاح میان مسکو و واشنگتن لحاظ شوند. استدلال روسیه این است که این دو زرادخانه بر توازن راهبردی اروپا اثر میگذارند. اما تحقق چنین پیشنهادی آسان نیست؛ فرانسه بازدارندگی هستهای خود را مستقل از توافقهای آمریکا و روسیه طراحی کرده، درحالیکه توان هستهای بریتانیا در ساختار بازدارندگی ناتو ادغام شده است؛ هرچند اختیار تصمیمگیری درباره استفاده از آن در سطح ملی باقی میماند.
بنابراین، گنجاندن این دو کشور در مذاکرات میتواند دامنه توافقهای آینده را گسترش دهد، اما همزمان پیچیدگیهای تازهای ایجاد کند. برخی دولتهای اروپایی ممکن است درخواست مسکو را تهدیدی برای ساختار بازدارندگی ناتو بدانند، درحالیکه روسیه آن را لازمه توازن راهبردی تلقی میکند. تبدیل این اختلاف به رقابتی با حاصل جمع صفر، میتواند دستیابی به توافق را دشوارتر کند.
اروپا برای عبور از این مرحله، نه میتواند صرفاً به افزایش توان نظامی تکیه کند و نه قادر است خطر را با نادیده گرفتن نگرانیهای امنیتی طرف مقابل کاهش دهد. بازسازی سازوکارهای کنترل تسلیحات، حفظ کانالهای ارتباطی و ایجاد چارچوبهایی برای مدیریت بحران باید پیش از رویارویی بعدی در دستور کار قرار گیرند؛ زیرا در جهانی که قواعد هستهای تضعیف شدهاند، هزینه یک محاسبه اشتباه میتواند بسیار فراتر از مرزهای روسیه و ناتو گسترش یابد.




نظر شما